شركت‌ها، صنعت، صنايع، تجهيزات، قطعات، ماشين ... پايگاه اطلاعات صنعتى ايران

   عضويت   انگليسى

فهرست اعضاء پايگاه بر اساس حروف الفبا

ی ه و ن م ل گ ک ق ف غ ع ظ ط ض ص ش س ژ ز ر ذ د خ ح چ ج ث ت پ ب آ ا

 مقالات علمی، اقتصادی و تجاری

  جهانی شدن - قسمت 6

عنوان:

محمد محمدی - رضا طالبی mohammadi@vic.ir

نویسنده / مترجم:

جهانی شدن هنر، آرنولد، کامبريچ، نوع آوري، واشمون، لیوتار، دریدا، ازيهاي زباني، گفتمان

کلمات کلیدی:

نا مشخص

منبع:

جهانی شدن

گروه موضوعی:

متن:


جهانی شدن بر چه حوزه هایی تاثیز گزار بوده است؟

 جهاني شدن هنر :

 عصر به اصطلاح اطلاعات که ويژگي عمده آن استيلاي اينترنت است در اوايل دهه1980 آغاز شده و در نيمه دوم آخرين دهه قرن بيستم به اوج خود رسيد و در کنارآن تلويزيون رسانه اي است که در نيم قرن اخير داراي بيشترين تأثير بوده است. اين برتري احتمالا" تا سالهاي ديگر به لطف توسعه بخش کابلي و ماهواره اي، استفاده از شبکه هاي محلي و حرکت به سوي بخش ديجيتالي به جاي پخش آنالوگ تداوم خواهد يافت. ارائه اطلاعات طي بيست سال اخير به گونه اي انفجار آميز افزايش يافته است. تعداد نشريات رو به افزايش است و به نحوي بي پايان گسترش مي يابد.

با اين وصف، واضح است که فن آوري هاي جديد به تقويت گوناگوني، تکثر و نتيجتا" دموکراسي منجر مي شوند. در چنين وضعيتي، هنر متأثر از دهکده جهاني مي شود و حس همرا با آن، کنايه شهروندي جهاني شدن را در خود دارد و به قول چارلز ديکنز در اين دوره، زمان انتخاب هاي مداوم است. اين يک واقعيت است که دامنه انتخاب هنرمند در اين زمان گسترش يافته و وسايل و امکانات ابزار شخصيت هنرمند وسيع تر شده است.

دوره اي که هيچ روش تثبيت شده اي را نمي توان دنبال کرد و به نظر مي رسد تمامي سنتها و سبکهای جديد و نوع آوري فقط براي دو ماه اعتبار خواهد داشت و پس از آن جاي خود را به سبک به نوعي دیگر خواهد داد. در چنين وضعيتي هر سبک جديد و نوآوري فقط براي دو ماه اعتبار خواهد داشت و پس از آن جاي خود را به سبک ابداع، ديگري مي سپارد. در اين حرکت هايي که در قالب خيزش های کثرت گرايانه صورت مي گيرد، سبک واحدي بران حاکم نيست. بنابراين فرهنگ بسا مدرن امروزي بي هنجاري را يگانه هنجار فرهنگي اعلام مي دارد و در برابر هرگونه مرجعيت، دعوت به مقاومت مي کند و همه همتش مصرف دفاع از آزادي فردي و تجربه عاطفي مي نمايد. کار هنري گونه اي تلاش است (آرنولد، 1363، ص 13) و يک رويداد تاريخي است (کامبريچ، 1379، ص 15) .

 "جهاني " اصطلاحي فضايي است يک آفريننده جهاني مي تواند اهل هر کجاي زمين باشد، انواع مواد موجود در زمين يا فضا را به کار گيرد، هر مکاني از زمين را مخاطب قرار دهد. آفريننده هاي جهاني، با عرصه و ديد رس بلند پروازشان، معتقدند که موجودات انساني موجودات هم جوار هستند. عبارت خلاقيت جهاني به يک پديده تاريخي نو اشاره دارد که داراي پيام هاي عميق و الهام بخش براي هنرهاست. گرچه بسياري از هنرمندان، مثلا" پيکرسازان و رقصندگان، فضا را کشف کنند، اما "آفرينندگي در آن آدمها، گروهها و سازمانهاي اخلاقي که مي کوشند آن را نو کنند و تکنه (فن) را به دنياي عصر حال بياورند، داراي بعدي گذر است، آنها از لحاظ انديشه ، شکل، ساختها و تجربه مديون زمان گذشته هستند واغلب مي خواهند که زمان آينده مديون آنها باشد. اما کار خلاق در زمان حال فوران مي کند و سر مي کند و سر مي کشد و تازگي اش در سنجش با دستاوردهاي گذشته معنا پيدا مي کند. (استيمسن و بابا، 1998، صص 294-278).

 نگاه انسان امروزي به دنيا التقاطی شده و زندگي هم از حالت يک دست خارج شده است و اين به خاطر پديدآمدن وضعيت چندگانگي فرهنگي و تداخل سطوح آگاهي است. اين چندگانگي در نتيجه تحولات در دو دهه اخير به دست آمده که تمام فرهنگها به صورت موزائيک وار کنار هم قرار مي گيرند، با هم برخورد مي کنند و به صورت همزماني و متقارن جاي مي گيرند اين اوضاع همزمان با پايان اثرات ايدوئولوژيهاي حاکم و سيستمهاي بزرگ فلسفي مي باشد. « از لحاظ فلسفه هم چون ديگر حقايق مطلق وجود ندارد دانش تبديل مي شود به تفسير. هر کس هر جوري که مي خواهد دنيا را تفسير مي کند . پس با يک طيف گسترده تفسيرها مواجه هستيم. اين است که ما با منازعه تفسيرها سر و کار داريم و هر تفسيري هم، وجهي از حقيقت را از زاويه ديد خودش مي نگرد» ... در واقع هر فردي به علت متنوع بودن بي حد و حصر جهان ، به شيوه خود خلاق است. (روژه بايسيتد، 1374،ص 97).

امروزه در دوره اي قرار گرفته ايم که هيچ مکتبي مسلط نيست انسان همه مکتب ها را آزموده است و همه آنها را دورنماي گسترده نظاره مي کنند و تمام مکتبهاي فکري تبديل به ابزار شده است ... در اين دنيا، تمام گفتارها به پايان رسيده. تمام فضاهاي متافيزيکي فروريخته تمام مصالح در يک دور نماي عظيم در کنار يکديگر قرار گرفته اند و مانند سينما در برابر چشمان ما ارزاندام مي کنند. ولي ما نمي دانيم کدام تصوير درست و کدام نادرست است مثل فيلم "واشمون" اثر کرورساوا است که اتفاقي را پنج نفر از ديد خود نقل مي کنند و معلوم نيست چه کسي حقيقت را بيان مي کند. اما شايد حقيقت آن چيزي است که گفته نشده است ما در چنين دنيايي زندگي مي کنيم. (مصاحبه با دکتر شايگان، ص19).

 سبک چندگانگي فرهنگي مرهون همه جنبه هاي گوناگون فرهنگي مي باشد. هر هنرمند متعلق به فرهنگهاي گسترده و گروه هاي فرهنگي مختلف است. هنر همانطور که مي تواند بين چند هويت مختلف ارتباط برقرار کند، شباهتهايي که بين فرهنگهاي مختلف ايجاد ميکند، نيز فرآيندها و توليدات هنرمندان هم مي تواند آميختگي فرهنگي را نشان دهد.

 بلوراليسم يکي از مفاهيم مهم و مورد توجه پست مدرنيسم مي باشد که به معني کثرت گرايي در هنر است و مؤيد اين نظر است که معرفت انسانها نسبت به حقيقت داراي تکثر و نسبيت مي باشد و هر ديدگاه تفسيري وجهي از حقيقت را مي نماياند. اين وضعيت همزمان با پايان ايدئولوژي ها فلسفه ها و پديدآمدن چندگانه فرهنگي موزائيک وار و تداخل سطوح آگاهي و ديد التقاطي مي باشد. يکي از ويژگيهاي عصر کنوني با پسامد مدرنيته، تجربه امروزي فردي و تکه تکه بودن آن است. فرد در محيط شهري فشرده اي به سر مي برد و چاره اي ندارد جز اينکه بيشتر عمرش را در ميان افراد بيگانه بگذارند و لذا براي او دشوار است که تجربه هاي شخصي خود را در کل يا مجموعه اي که معنايي بدهد ادغام کند.

 در درون مرزهاي تجربه فردي به نظر مي رسد زمان رويدادهاي ناپيوسته تجزيه مي شوند و حاصل تجربه هاي فرهنگي که هيچ هماهنگي با هم ندارند به مراتب بيش از ظرفيت جذب فردي است. اين واقعيت از سويي آفرينندگي فرهنگي و هنري را از زنجير قيود روزانه مي رهاندو بنابراين امکاني براي تخصص و بيان نامتناهي فراهم مي آورد ولي از سوي ديگر، کار سهمگين را به فرد واگذار مي کند که تکه پاره اي ذهنا" بي معنا، ساير کليت هاي ناشناخته يا نامريي را به هم وصل کند و ازاين راه به زندگي خويش معنا بدهد. انديشه هاي متفکراني چون "ليوتار" ، "دريدا" و "ويتکن اشتاين" در بازيهاي زباني و حضور چند غنایی حقيقت زباني، تأثير ژرفي بر سبک هنر پست مدرن گذاشته است. نبودن معنا و به تعويق افتادن آن در متن هنري و ناتواني اثر هنري در رسيدن به قطعيت از خصوصيات اين سبک به شمار مي رود. اثري که هنرمند پست مدرن می آفريند، تحت سلطه قاعده هاي از پيش تعيين شده نيست و نمي تواند به واسطه موضوعات و قانون هاي متعارف داوري شود. بلکه اثر هنري به خودي خود به دنبال اين قاعده هاست . بنابراين هنرمند پست مدرن بدون قاعده و قانون کار مي کند. لذا انتظار رسيدن به کليت و تماميت، آرزوي واهي است و بر عليه آنها مبارزه مي کند و حتي در صدد تقويت تفاوت ها و تعارض ها مي شود. در نتيجه هنر پست مدرن به تمامي روايت ها و مفهوم هاي مسلط دورانش شک مي کند و خود تبديل به يک روايت بزرگ مي شود. يکي از عناصر اصلي و زير ساختهاي تفکر پست مدرنيسم، پلوراليسم  یا کثرت گرایی است.  نفعی هرگونه انتظار و راه حل نهایی و یا  

  پاسخ قطعي التقاط بيش از حد و ترکيب تصاوير متحرک و متنوع و پراکنده و امکان همنشيني و نزديکي گفتمانهاي مختلف از اين تفکر است. کثرت گرايي از مرزهاي فرهنگي، ملي و منطقه اي فراتر رفته و ابعادي جهاني به خود گرفته است. عرصه کاربرد و دامنه حضور اين جريان ديگر محدود به حوزه سياست و فلسفه و ادبيات نيست بلکه اکثر رشته اي هنري و معماري و رشته هاي علوم اجتماعي را نيز تحت شعاع خود قرار داده است.

 امروز حقيقت آن چيزي است که گفته نشده است ما در چنين دنيايي زندگي مي کنيم. هنر دوران پست مدرن هنري است که با زدودن قطعيت و طيف گسترده تفسيرها و تعويلها کار خود را دنبال مي کند " فرض است که اثر هنري چيزي است پنهان گر و باطني و همواره حرفهايي دارد که از ما پنهان می دارد. معنا يا معناهاي پنهان اثر، مواردي مادي نيستند که يک بار و براي هميشه کشف شوند." (احمدي،1375،ص204). بعبارتي رمزگشايي و کشف معناهاي هنري با تعويلها نهايت ندارد. نظريه پردازاني چون "ژاک دريدا" اثر هنري را به مثابه متن يا نوشتار مي دانند که از نظام ارتباطي تشکيل مي شود (ارتباطي بين هنرمند و مخاطب) اين متن در پيکر نظام نشانه ها شکل گرفته است و از راه رمز شکني شناخته مي شود. ("ريکور" جهان متن را به افق هر گونه متن گسترش داده است. هر متن سازنده جهان خود است يعني افق دلالتهای معنايي خود را مي آفريند. به خاطر جهان دیالکتیک متن و جهان خواننده، چندگانگي خواندن وجود دارد... شايد بتوان گفت که متن، فضاي محدود تعويل هاست: فقط يک تعويل وجود ندارد، از سوي ديگر تعدادي بي پايان از تعويل ها نيز وجود ندارد.

 با توجه به تمام نظريه هايي که در دوران پست مدرنيسم عرضه گرديده اند چيزي که همه اين نظريات به يک آراء واحد م يرسد اين است که ديگر حقايق مطلق وجود ندارد و دانش تبديل مي شود به تفسير و ما با يک طيف گسترده تفسيرها مواجه هستيم و هنرهنرمند نيز مي تواند به شيوه و سليقه خود ترکيبهاي نو ايجاد کند و هر فضايي را که به تصوير مي آيد خلق کند. در واقع هر فردي به علت متنوع بودن بي حدو حصرجهان ، به شيوه خود خلاق است.

 


جهانی شدن - قسمت اول

مقالات مرتبط:

جهانی شدن - قسمت 2

مقالات مرتبط:

جهانی شدن - قسمت 3

مقالات مرتبط:

جهانی شدن - قسمت 4

مقالات مرتبط:

جهانی شدن - قسمت 5

مقالات مرتبط:

   زمينه فعاليت                     محصولات و كالا

شركت هاى نمونه

سازه‌هاى فلزى ياسان

پتروفجر مركزى

آرمين هيدروليك

لوله و پروفيل كاوه كشاورز

لجور هيدروليك

مولر نوين ايران كيش

 

نرم افزار ارسال sms گروهي

محصولي از پايگاه اطلاعات صنعتي ايران

VicSMS

4130998-0861


نرم افزار ارسال Fax گروهي

محصولي از پايگاه اطلاعات صنعتي ايران

VicFAX

4130998-0861


ارسال آگهي صنعتي(رايگان)