|
مقالات
علمی، اقتصادی و تجاری |
|
|
دولت الكترونيك
|
عنوان: |
نامشخص |
نویسنده /
مترجم: |
|
|
کلمات کلیدی: |
|
منبع: |
الكترونيك |
گروه موضوعی: |
|
متن: |
اهداف دولت الكترونيك
توسعه دهندگان دولت الكترونيك در سرتاسر جهان پنج هدف عمده را كه در دولت الكترونيك دنبال مي شود شناسايي كرده ان،د دولت الكترونيك وسيله اي براي به انجام رساندن اين اهداف مي باشد. در زير اين اهداف شرح داده شده اند توجه داشته باشيد كه اين اهداف براساس اهميت ليست نشده اند و هر دولتي باتوجه به اولويت هاي خود بايد آنها را عملي سازد.
ايجاد محيط تجاري بهتر: واضح است كه تكنولوژي يك تسريع كننده مطمئن در افزايش بهره وري و رشد اقتصادي مي باشد استفاده از ICT در دولت و ايجاد زيربناي دولت الكترونيك به ايجاد يك محيط تجاري شكوفا و مدرن (مخصوصا براي شركت هاي كوچك و متوسط) از طريق ساده و موثر كردن مبادلات و ارتباطات بين دولت و تجارت كمك مي نمايد و با از بين بردن افزونگي در فرايندها و اهميت دادن به ارايه سريع و موثر خدمات دولت الكترونيك شرايطي را به وجود مي آورد كه باعث جذب سرمايه گذاران/ سرمايه گذاري مي گردد. مشتري هاي بر خط (Online ) نه به Inline)ox ): اين امر از طريق ارايه موثر خدمات عمومي به شهروندان حاصل مي شود كه بايد با پاسخ سريع دولت با كمترين مداخله مقامات دولتي انجام گيرد. تقويت حكومت و توسعه مشاركت عمومي: ترقي دادن شفافيت و جوابگويي در دولت از طريق ازدياد ICT در مديريت و عملكردها، شانس مشاركت فعال تر شهروندان در فرايندهاي سياسي و تصميمات دولت را به صورت موثري بهبود مي بخشد.
بهبود در بازده و بهره وري سازمان هاي دولتي طراحي دوباره فرايندها و رويه هاي سازمان هاي دولتي ( كه از ملزومات دولت الكترونيك است) ارايه خدمات را ساده خواهد ساخت، سودمندي سازمان هاي اداري را خواهد افزود و باعث صرفه جويي در هزينه هاي آنان مي گردد به ويژه دولت الكترونيك مي تواند در موارد زير كمك ساز باشد: كارايي كارمندان دولت را افزايش مي دهد، باتوجه به كاسته شدن از كاغذ بازي هاي موجود و مراجعه مستقيم كمتر به ادارات و سازمان هاي دولتي، كارمندان مي توانند به طور موثرتري به فعاليت هاي خود بپردازند همچنين درآمدهايي كه از طريق ارايه خدمات (مثلا صدور جواز) به شهروندان و شركت ها كسب مي شود افزايش مي يابد و علت اين افزايش ساده تر شدن فرايندهاي مربوط به ارايه خدمات مي باشد كه باعث جذب كساني مي شود كه قبلا كمتر از اين خدمات (به علت دردسرهايي كه بر سر راه دريافت اين خدمات وجود داشت) استفاده مي كردند. باعث كاهش هزينه ها در ميان مدت و بلند مدت خواهد شد، اگر چه در كوتاه مدت باتوجه به هزينه هاي صرف شده براي راه اندازي دولت الكترونيك و نيز نياز به ارايه خدمات در دو سطح (هم به صورت مرسوم و هم بر مبناي دولت الكترونيك ) تا زماني كه كاربران با سيستم جديد آشنا مي شوند دولت مشكلاتي در پيش خواهد داشت اما در دراز مدت به دليل ارزان تر بودن ارايه خدمات براي دولت، هزينه ها به شدت كاهش خواهد يافت.
عملكردهاي دولت را ساده و موثر خواهد نمود، اكثر فراينده اي دولتي در طي سال ها رشد كرده اند و معمولا شامل مراحل، كارها و فعاليت هاي زيادي مي باشند. ساده سازي عملكرد دولت از طريق ICT مراحل زايد را خواهد زدود و فرايندها را ساده خواهد نمود. به رشد شركت ها و تعاوني هاي محروم كمك خواهد نمود. ICT ارتباط دولت با گروه ها و تعاوني هاي حاشيه اي (كم اهميت) را امكان پذير مي سازد و به رشد آنها كمك خواهد كرد باتوجه به اينكه خدمات درخواستي اين شركت ها بسيار سريع تر در اختيار آنان قرار مي گيرد و مي توانند شركت فعال تري در فرآيندهاي سياسي داشته باشند، لذا به سرعت توسعه مي يابند. نهايتا هدف دولت الكترونيك افزودن فعل و انفعال بين سه بازيگر عمده در جامعه يعني دولت شهروندان و شركت هاي تجاري به منظور تسريع در رشد فرآيندهاي سياسي، اجتماعي و اقتصادي كشور مي باشد.
• مشكلات دولت الكترونيك
مانند هر پروژه زيربنايي دولتي، دولت الكترونيك مي تواند طي مراحلي انجام گيرد و هزينه هاي پياده سازي بستگي به فراهم بودن زيرساخت كنوني، توانايي هاي تهيه كننده و كاربر و روش هاي ارايه خدمات ( از طريق اينترنت يا خطوط تلفن و يا با ابزارهايي در مكان هايي مشخص ) خواهد داشت هر چه نوع خدماتي كه دولت مي خواهد ارايه دهد پيچيده تر باشد. هزينه ها بيشتر خواهد بود. پروژه هاي دولت الكترونيك بايد از لحاظ مالي قابل تحمل باشند بايد در ابتدا از يك مدل درآمدزا و كم هزينه استفاده كرد. پروژه هاي كوچك تر كه داراي درآمدي مشخص بوده و نياز به كمترين سرمايه گذاري اوليه دارند در درازمدت تحمل پذيرتر مي باشند، براي مثال وب سايت ها يكي از آسان ترين و ارزان ترين راه هاي دستيابي به دولت الكترونيك به صورت موثر با كم ترين سرمايه گذاري مي باشند. دولت الكترونيك در هر شرايطي بايد مشي شهروند محوري را هدف خود قرار دهد. اين به آن معني است كه دولت الكترونيك بايد يك سرويس برخواسته از نياز و تقاضاي كاربر باشد. هرچند شهروندان زيادي از دولت الكترونيك به چند دليل استفاده نمي كنند كه در اين ميان مي توان به ناآشنايي با ICT ، نداشتن دسترسي، كمبود آموزش و نگراني بابت امنيت و محرمانه بودن اطلاعات اشاره كرد در حالي كه دولت الكترونيك ممكن است تحويل خدمات عمومي را ساده سازد و خدمات دولتي جديدي را ارايه دهد. هيچيك از اينها شهروندان را بر نمي انگيزد مگر آنكه در ابتدا دلواپسي هايي را كه در بالا به آنها اشاره شد رفع گردد.
• سه فاز دولت الكترونيك
دولت ها استراتژي هاي مختلفي براي ساخت دولت الكترونيك دارند و بعضي از آنها سياست هاي جامع بلندمدت اتخاذ نموده اند و بعضي نيز چند ناحيه كليدي را در پروژه هاي اوليه مورد توجه قرار داده اند، در كل كشورهايي كه به عنوان موفق ترين در اين زمينه شناخته شده اند از پروژه هاي كوچك براي ايجاد ساختار دولت الكترونيك خود شروع كرده اند. مي توان مراحل ايجاد دولت الكترونيك را به سه فاز تقسيم كرد؛ اين فازها به همديگر وابسته نيستند و نيازي به كامل شدن يك فاز براي شروع فاز ديگر نيست.
• فاز يك: انتشار استفاده از ICT براي بسط دسترسي به اطلاعات دولت
دولت ها حجم عظيمي از اطلاعات توليد مي كنند و مقدار زيادي از آن بالقوه براي افراد و شركت هاي تجاري مفيد است. اينترنت و ديگر تكنولوژي هاي پيشرفته ارتباطي مي توانند اين اطلاعات را بسيار سريع و مستقيم به شهروندان برسانند. پياده سازي هاي فاز انتشار دولت الكترونيك بسيار در طراحي محتوياتشان متفاوتند اما كشورهاي در حال توسعه عموما مي توانند فرآيند دولت الكترونيك را انتشار اطلاعات دولتي به صورت آن لاين، مثلا قوانين و قواعد اسناد و فرم ها شروع كنند. قادر ساختن شهروندان و شركت هاي تجاري در دسترسي به اطلاعات دولتي بدون مراجعه به سازمان هاي دولتي و انتظار در صف هاي طولاني و يا پرداخت رشوه مي تواند پيشرفتي عظيم براي جوامعي باشد كه كاغذ بازي هاي اداري آنان را با مشكل رو به رو ساخته است. سايت هاي انتشار، اطلاعاتي را درباره دولت و اطلاعات تاليف شده توسط دولت را براي عموم منتشر مي كند لذا سايت هاي انتشار به عنوان پيشتاز دولت الكترونيك عمل مي كنند.
• فاز 2: اثر متقابل توسعه مشاركت مردمي در دولت
سايت هاي «انتشار» هر اندازه غني در محتويات، تنها قدم اوليه هستند. دولت الكترونيك اين پتانسيل را دارد كه شهروندان را در فرآيندهاي سياسي و حكومت داري، از طريق فعل و انفعال با سياستگذاران، شركت كند. دولت الكترونيك فعل و انفعالي نياز به ارتباطي دو طرفه دارد كه مي تواند از طريق ابزارهايي چون پست الكترونيك و يا فرم هاي بازخورد براي كاربران فراهم آورد. اين فاز از دولت الكترونيك همچنين ممكن است شامل ايجاد Forum هاي شهروند دولت باشد. چنين Forum هايي مي تواند باعث ايجاد انجمن هاي آن لاين گردد كه مردم بتوانند عقايد خود را مبادله كنند، آگاهي عمومي را افزايش داده و شانسي جديد براي ازسرگيري فعاليت هايي كه به وسيله فاصله محدود شده اند فراهم كند.
• فاز 3: داد و ستد دسترس پذير كردن خدمات دولت به صورت آن لاين
دولت ها مي توانند با ايجاد وب سايت هايي كه به كاربران اجازه داد و ستد به صورت آنلاين را مي دهد جلوتر بروند؛ همچنانكه بخش خصوصي در كشورهاي در حال توسعه از اينترنت جهت ارايه خدمات تجارت الكترونيك استفاده مي كنند از دولت ها انتظار خواهد رفت كه همين كار را براي خدمات خود انجام بدهند. يك وب سايت «داد و ستد» يك پيوند مستقيم به خدمات دولت كه در هر زماني قابل دسترس مي باشند ايجاد مي كند. در گذشته خدمات دولتي همانند ثبت زمين يا تمديد جواز نيازمند انتظار طولاني مواجه با كاغذبازي هاي عذاب آور و رشوه هاي مربوطه مي شد بدعت هايي همچون كيوسك هاي خدمات شهروندي واقع در مراكز خريد برزيل يا كامپيوترهاي قابل حمل دولتي در هند، دولت الكترونيك را مستقيما براي شهروندان كشورهاي در حال توسعه به ارمغان مي آورد.
مروري بر كتاب «تاملي فلسفي درباره اينترنت» هيوبرت دريفوس گمنامي و واقعيت شبيه سازي شده اينترنت امكان پرهيز از تعهد داشتن را فراهم مي آورد. دريفوس استدلال مي كند كه اينترنت دشمن غايي تعهد بي قيد و شرط در جامعه مدرن غربي است. درست همانطور كه كي يركگارد در زمان خودش مطبوعات را اينچنين مي دانست.
هيوبرت دريفوس فيلسوف معاصر آمريكايي و استاد دانشگاه بركلي در زمينه هاي متفاوتي طبع آزمايي كرده است. از جمله او يكي از منتقدان تاثيرگذار پروژه هوش مصنوعي بوده است، كه محور كتاب مشهور او «آنچه كامپيوترها نمي توانند انجام دهند» (1972) بود. كتابي كه او بعدها دنباله اي هم بر آن نوشت تحت عنوان «آنچه كامپيوترها هنوز نمي توانند انجام دهند» . او در اين كتاب ها و در كتاب ها و مقالات ديگرش از ديدگاهي پديدارشناسانه بر تفاوت بنيادي ميان انسان هاي متجسد و داراي كالبد و ماشين هاي نامتجسد تاكيد كرده است، محور اصلي نقد او اولين مقالات و كتاب هايش در ابتداي دهه 1970 بر پروژه هوش مصنوعي كه در آن زمان در جريان بود، متمركز بود، اين پروژه كه بعدها آن را «هوش مصنوعي خوب سبك قديم» (AIFOG) ناميدند. در واقع آن سنت افلاطوني و دكارتي را دنبال مي كرد كه توانايي هاي فكري انتزاعي را مهم ترين جنبه هوش انساني به حساب مي آورد.
براساس همين عقيده بود كه پژوهشگران AIFOG براي اجراي پروژه هوش مصنوعي شان كامپيوترها را با معرف هاي سمبوليك قواعد و فاكت ها برنامه ريزي كردند به اين اميد كه اين امر نهايتا به كامپيوترها توانايي كنش هوشمندانه اعطا كند. امروزه پس از چند دهه تلاش درستي انتقاد دريفوس از اين پروژه آشكار شده و برنامه تحقيقاتي AIFOG تقريبا رو به زوال مي رود و پژوهشگران اصلي هوش مصنوعي به سوي الگوهايي از ذهن انسان با پيچيدگي بيشتر رو آورده اند. دريفوس در نقدش بر برنامه پژوهشي AIFOG از اين استدلال نيچه تبعيت مي كند كه توانايي هاي عاطفي و شهودي وجود متجسدها در جهان براي كنش هوشمندانه نقشي بنيادي دارند. دريفوس در كتابش «درباره اينترنت» در واقع به بسط دادن نظر انتقادي اش درباره هوش مصنوعي در مواجهه با پديده اينترنت مي پردازد. پديده اي كه به قول خودش در مقدمه كتاب، صرفا يك ابداع جديد تكنولوژيك نيست، بلكه معرف سنخ جديدي از ابدعات تكنولوژيك است.
سنخي كه مي تواند آشكاركننده ماهيت خود تكنولوژي باشد. به نظر او تا به حال ابداعات تكنولوژيك در ابتدا براي رفع نيازهاي مشخص به وجود آمده و سپس عوارض جانبي غيرقابل انتظاري را آفريده اند. مثلا تلفن ابتدا براي تسهيل ارتباطات در تجارت به وجود آمد، اما امروزه به وسيله متعارف كاملا خانگي و حتي براي پركردن فضاي خصوصي بدل شده است. اما در مورد اينترنت كه در ابتدا براي به وجود آوردن ارتباط بين دانشمندان به وجود آمد. اين امر كاملا به حاشيه رانده شده و مشخص شده است كه اصولا اينترنت آنقدر فراگير و مرتبا در حال تعبير است كه به جاي آنكه وسيله اي براي آن كشف مي شود و به اين ترتيب به جوهر تكنولوژي يعني اينكه دسترسي هر چيزي امكان پذير شود، نزديك شده است. دريفوس در اينجا به پيروي از هايدگر به اين خطر تكنولوژي مدرن ( و اينترنت به عنوان نمونه اي كامل از آن) اشاره مي كند كه سوژه انساني در خط محو شدن در برابر توليد ابژه هاي تكنولوژيك مدرن است، يا به عبارت ديگر انسان مدرن در خطر بردگي تكنولوژي مدرن است.
كتاب به چهار فصل تقسيم مي شود. دريفوس در فصل اول به «گزافه گويي درباره ابرپيوندها (هايپرلينگ ها)» به شكست هوش مصنوعي در بازيابي اطلاعات داراي مناسبت در اينترنت مي پردازد و نشان مي دهد كه شكل حقيقي و حركت جسم هاي ما نقشي اساسي در به وجود آمدن معنا دارد و فقدان تجسد به فقدان مناسبت مي انجامد.
هنگامي كه ما در اينترنت جست و جو مي كنيم، بدن ما در اين جست و جو شركتي ندارد. جست و جو توسط يك موتور جست و جو صورت مي گيرد كه از قواعد و فاكت هاي معيني پيروي مي كند. يعني وضعيتي شبيه يك انسان مبتدي در مدل كسب مهارتي، كه دريفوس در فصل بعدي آن را مفصلا شرح مي دهد. چنين موتور جست و جويي نمي تواند عناصر مختص موقعيت را مورد ملاحظه قرار دهد و به اين ترتيب عملكردي در سطح پايين مهارت خواهد داشت. مسئله ديگر كه دريفوس در اين فصل به آن مي پردازد اين است كه اينترنت حاوي مقادير هنگفتي از اطلاعات ابرپيوند يافته (هايپرلينك شده) است، بدون آنكه كتابداري وجود داشته باشد كه آنها را طبقه بندي يا انتخاب كند. سازمان بندي اطلاعات در اينترنت تك سطحي و انعطاف پذير است و امكان اجازه همه لينك هاي ممكن را مي دهد. هرچيزي را حفظ مي كند و همه متن ها را در دسترس قرار مي دهد.
چنين خصوصياتي به گفته دريفوس زمينه را براي رشد يافتن گسترش بين متني و جست و جوي بازيگوشانه و غيرمتعهد بدون هدف واضح فراهم مي كند. به اين ترتيب اينترنت «سوژه مدرن با هويت ثابت را كه ميل به داشتن مدلي كامل و قابل اعتماد از جهان دارد» موجب نمي شود، بلكه سوژه پست مدرني متلوني را مي آفريند كه آمادگي گشايش به افق هاي هميشه جديد را دارد. در فصل دوم كتاب با نام «يادگيري از راه دور چقدر از آموزش دور است؟» دريفوس درباره پديدارشناسي آموزش مهارت ها و نياز به شاگردي كردن مستقيم براي كسب كردن سطوح بالاي مهارت بحث مي كند. او معتقد است كه بدون درگير شدن و حضور، مهارت آموزي ممكن نيست. دريفوس در اين فصل يك مدل كسب مهارت شامل پنج شيوه كاركرد را از مرحله «مبتدي» تا مرحله خبرگي شهودي كه آن را «فرد عملي» مي نامد ارايه مي دهد.
فضاي سيبرنتيكي در اينترنت حوزه تعاملات بدون خطرپذيري است كه در آن تعهدي واقعي وجود ندارد و بنابراين يادگيرندگان امكان رسيدن به مرحله اي بالاتر از «كارداني» را ندارند. به قول دريفوس «اگر حضور از راه دور ]در اينترنت[ نتواند تدريس در كلاس درس و حضور در سالن سخنراني را به نحوي انتقال دهد كه از طريق آن مشاركت جويي شاگردان توسط معلمان متعهد و حضور شاگردان نزد استاداني امكان پذير شود كه سبك عمل آنها به طور روزمره براي اين شاگردان آشكار باشد تا مورد تقليد قرار گيرد، آنگاه يادگيري از راه دور تنها مي تواند كارداني به وجود آورد و تبحر و خرد عملي كاملا دور از دسترس خواهند ماند.» تاكيد دريفوس بر اهميت حضور جسمي روزمره در نزد استادان براي كسب سطوح مهارتي در حد استادي و خرد عملي است. دريفوس روشن مي كند، حضور جسمي به صورت شاگردي كردن تنها راه به دست آوردن يك سبك است. منظور از «سبك» خصوصيات رويكرد استاد و شيوه مشكل گشايي توسط اوست. به قول دريفوس «يك معلم الهام بخش مانند ويتگنشتاين نسل هاي متعددي از دانشجويان را به جاي مي گذارد كه نه تنها سبك او بلكه حتي اطوار او را تقليد مي كند» .
فصل سوم كتاب «حضور از راه دور نامتسجد و متروك شدن امر واقعي» به توصيف بدن به عنوان منبع حس ما از تسلط بر واقعيت مي پردازد و اينكه چگونه فقدان پيوستگي و هماهنگي پس زمينه اي _ كه خصوصيت حضور از راه دور است - به فقدان درك واقعيت افراد و اشيا مي انجامد. اينترنت نمي تواند دستيابي به تسلط كامل را موجب شود، دريفوس در اين فصل از برداشت مرلوپونتي از «حداكثر تسلط» استفاده مي كند كه مقصود از آن گرايشي جسمي براي به دست آوردن تسلط مطلوب بر جهان است. هنگامي كه ما به چيزي مي نگريم، گرايش داريم. بدون فكر كردن به اين كار بهترين فاصله را براي دريافت شي هم به عنوان يك كل و هم بخش هاي مختلف آن پيدا كنيم، اين حداكثر تسلط يا احاطه گرايش بدن ما، از طريق حركت كردن مداوم، تجربه هاي ما در اين جهان را به صورت تجربياتي از اشياي پايدار سازمان دهد.
دريفوس در پيروي از پديدارشناسي جسم مرلوپونتي اين بحث را مطرح مي كند كه اگر جسمي از حضور ]واقعي[ بايد در حضور از راه دور وجود داشته باشد. ما بايد مداوما امكان به دست آوردن تسلط بر هر چيز را كه در مقابل ما قرار مي گيرد، فراهم كنيم. چنين وضعيتي هنوز در فضاي سيبرنتيكي به وجود نيامده است و احتمالا هرگز به وجود نخواهد آمد. تعامل ميان بدن ها، آنچنان كه مرلوپونتي آن را بيان مي كند، به عبارت ديگر تعامل و روزمره متجسد را نمي توان در فضاي سيبرنتيكي كسب كرد. هر چقدر هم كه اين رابطه با تصاوير سه بعدي، صداي استريو، كنترل رباتي از راه دور و... غني شده باشد. فصل پاياني كتاب با نام «نيهيليسم در بزرگراه اطلاعاتي: گمنامي در برابر تعهد در عصر حاضر» به طور مشروح توضيح مي دهد كه چگونه معنا نياز به تعهد و تعهد واقعي به خطرپذيري واقعي نياز دارد، در حاليكه اينترنت ما را به اجتناب كردن از خطر تعهد واقعي سوق مي دهد.
گمنامي و واقعيت شبيه سازي شده اينترنت امكان پرهيز از تعهد داشتن را فراهم مي آورد. دريفوس استدلال مي كند كه اينترنت دشمن غايي تعهد بي قيد و شرط در جامعه مدرن غربي است. درست همانطور كه كي يركگارد در زمان خويش مطبوعات را اينچنين مي دانست.
|
|
|
|